امروزه با رشد جهانی نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی، مردم به این فکر افتاده‌اند که ایده‌ی انجام کسب‌وکارهایی در مقیاس انسانی برای به دست آوردن پول و مفید واقع‌شدن در اجتماع، امکان‌پذیر می‌باشد. این ایده، کارآفرینی اجتماعی نامیده می‌شود. ایده‌ای که عملا با توجه به دانش کارآفرینی دی پی حل مشکلات اجتماعیست…

دنیای ما در قرن بیست و یکم سرشار از مشکلات متنوع و عظیم است. نابرابری اجتماعی، اقتصادی، جنسیتی و غیره در همه جای جهان وجود دارد و در بسیاری از نقاط زمین نه‌تنها رو به کاهش نیست، بلکه رو به افزایش هم دارد. بحران جهانی آب، گرم شدن زمین، در دسترس نبودن امکانات بهداشت و سلامت برای همه مردم، گرسنگی و سوءتغذیه، فقر، ایدز، اعتیاد، حاشیه‌نشینی، بیابان‌زایی، از میان رفتن گونه‌های گیاهی و جانوری، آلودگی هوا و آب‌وخاک و امثال آن؛ آن‌قدر این بحران‌ها بزرگ و همه‌گیر هستند که حتی صرفاً با نام بردن عناوین و تیتر این بحران‌ها سرمان گیج می‌رود.

دولت‌ها قادر نیستند این مشکلات را به‌تنهایی حل کنند و ای‌بسا که بسیاری از این مشکلات ریشه در تصمیمات اشتباه دولت‌ها در گذشته دارد. از سوی دیگر، خیریه‌ها هم قادر به حل بسیاری از این مشکلات نیستند. به همین دلیل گروهی با استفاده از روش‌های مختلف ارزش‌آفرینی به سراغ حل این مسائل رفتند و به‌این‌ترتیب کارآفرینی اجتماعی خلق شد.

کارآفرینی اجتماعی یک رویکرد جدید و خلاق برای تعاملات اجتماعی، کسب‌وکار و خدمات اجتماعی می‌باشد.

امروزه سازمان‌های عملیاتی متعددی در سراسر جهان وجود دارد که به آن شرکت‌های اجتماعی می‌گویند. این شرکت‌ها همانند سایر شرکت‌ها که با نرخ بازار انجام ‌می‌شوند، هستند و سودآوری دارند. مسئله‌ای که این موضوع را به کسب‌وکار در مقیاس انسانی تبدیل می‌کند، به خاطر نحوه استفاده از سود است. این سود در خدمت انجام مأموریت‌های اجتماعی به کار گرفته می‌شود.

مؤسسات اجتماعی در خدمت بزرگ کردن صاحبان ثروت خود یا سهام‌دارانش قرار نمی‌گیرند، بلکه آن‌ها به‌منظور مشارکت در برابری‌های اجتماعی و بالا بردن شرایط زندگی مردم در جامعه به کار گرفته می‌شوند. سود تولیدشده مجدداً در کسب‌وکارها سرمایه‌گذاری می‌شوند یا در تحقق اهداف اجتماعی مانند ایجاد شغل، شمول اجتماعی، نیازهای فرهنگی، مراقبت‌های پزشکی و معرفی محیط‌زیست به کار گرفته می‌شوند.

شرکت‌های اجتماعی، اهداف اجتماعی را به‌جای بالا بردن سود به‌عنوان عامل تجارت در تغییرات اجتماعی مدنظر قرار می‌دهند و به حل مشکلات اجتماعی از طریق استراتژی بازار می‌پردازند.

کارآفرینی اجتماعی نیز راه خوبی برای سازمان‌های جامعه مدنی است که خواهان کاهش وابستگی به سیستم‌های کمک‌کننده و به دست آوردن آزادی مالی و عملیاتی بیشتر می‌باشند.

یکی از معروف‌ترین کارآفرینان اجتماعی محمد یونس بنیان‌گذار بانک گرامین در بنگلادش است. وی مشکلات زیادی را در این کشور مشاهده کرد که نیاز داشت حل شوند و همچنین متوجه شد در خلال رشد جامعه، مشکلات زیادی نادیده گرفته می‌شوند که مهم‌ترین آن ازنظر یونس، مشکلات مردم فقیر بنگلادش بود. وی این ایده را داشت (هرچند به نظر احمقانه می‌رسید) که به مردم فقیر وام بدهیم (که معمولاً ضمانتی ندارند و احتمالاً قادر به برگرداندن آن نیز نیستند). یونس روی این ایده برای ۳۰ سال کار کرد به این صورت که اگر شما وامی را به افراد فقیر پرداخت کنید (او برای وام دادن، زنان را انتخاب می‌کرد زیرا در بازپرداخت و سرمایه‌گذاری بهتر عمل می‌کردند) و این افراد با ایجاد کسب‌وکار، روی این وام دریافتی سرمایه‌گذاری کنند و به‌صورت شبکه‌ای در کنار یکدیگر قرار بگیرند و باهم مرتبط باشند، در 90% مواقع پول می‌توانند بازگردانند.

و همچنین او متوجه شد که اگر این وام به زنان پرداخت شود، در بیشتر مواقع زنان پول را در راه فرزندان و تحصیل و رشد و سلامت کودکانشان سرمایه‌گذاری می‌کنند؛ که این باعث رشد فرزند، خانواده، روستا، شهر، کشور و جامعه بزرگ‌تر می‌شود.

این ایده ۳۰ سال طول کشید و در سال 2006 او مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل شد.

مسئله مردم فقیر بنگلادش یکی از میلیون‌ها مشکلی بود که محمد یونس سعی داشت آن را حل کند. برای اینکه بخواهید تبدیل به یک کارآفرین اجتماعی شوید، اولین سؤالی که باید از خود بپرسید این است: “چه مشکلی را می‌خواهید حل کنید”. هرچند سؤال راحتی به نظر می‌رسد ولی جواب آن روی افراد و زندگی و جامعه تأثیر می‌گذارد پس نیاز به تفکر بالایی دارد.

تعریف مدرن از کارآفرینی اجتماعی

در دهه اول قرن ۲۱، محققان و متخصصان بحث و بررسی کردند که کدام افراد یا سازمان‌ها را می‌توان به‌عنوان کارآفرینان اجتماعی در نظر گرفت. تاکنون هیچ توافقی در مورد تعریف کارآفرینی اجتماعی وجود نداشته است، چراکه بسیاری از زمینه‌های مختلف، رشته‌ها و انواع سازمان‌ها، مرتبط با کارآفرینی اجتماعی هستند، از تجارت‌های انتفاعی گرفته تا مدل‌های ترکیبی شامل همکاری خیریه با فعالیت‌های تجاری، سازمان‌های غیرانتفاعی، سازمان‌های بخش داوطلبانه و سازمان‌های غیردولتی و… خیرخواهان، فعالان اجتماعی، متخصصان محیط‌زیست و دیگر متخصصان حوزه اجتماعی اغلب به‌عنوان کارآفرینان اجتماعی یاد می‌شوند. کارآفرینان اجتماعی می‌توانند شامل گستره‌ای از انواع شغلی و زمینه‌های حرفه‌ای، اعم از کار اجتماعی و توسعه اجتماعی تا کارآفرینی و علوم محیطی می‌باشند. به همین دلیل تعیین اینکه چه کسی کارآفرین اجتماعی است دشوار است.

دیوید بورنشتاین، به دلیل استراتژی‌های خلاقانه و غیر سنتی که بسیاری از کارآفرینان اجتماعی از آن استفاده می‌کنند، به‌جای استفاده از واژه کارآفرینی اجتماعی، از واژه نوآور اجتماعی” استفاده کرده است.

برای تعریف واضح‌تر ازآنچه کارآفرینی اجتماعی را شامل می‌شود، لازم است کارکرد کارآفرینی اجتماعی را جدا از سایر بخش‌های داوطلبانه و فعالیت‌های خیریه گرا و تعیین مرزهایی که کارآفرینان اجتماعی در آن فعالیت می‌کنند، تعیین کنند.

کارآفرینی اجتماعی در جامعه مدرن، یک شکل نوع‌دوستانه از کارآفرینی را ارائه می‌دهد که بر فوایدی که جامعه می‌تواند به آن دست یابد، تمرکز دارد. به بیان ساده، کارآفرینی زمانی به یک تلاش اجتماعی تبدیل می‌شود که سرمایه اجتماعی را به شیوه‌ای که جامعه تحت تأثیر قرار گیرد، تغییر دهد زیرا موفقیت کارآفرینی اجتماعی بستگی به بسیاری از عوامل مرتبط با تأثیر اجتماعی دارد که در اولویت‌بندی شرکت‌های تجاری سنتی قرار ندارد.

کسب یک درک بزرگ‌تر از این‌که چگونه یک مسئله به جامعه مربوط می‌شود به کارآفرینان اجتماعی اجازه می‌دهد تا راه‌حل‌های نوآورانه‌ای ابداع کرده و منابع موجود را بسیج کنند تا بر جامعه جهانی بزرگ‌تر تأثیر بگذارند. برخلاف کسب‌وکارهای شرکت‌های سنتی، فعالیت‌های اقتصادی کارآفرینی اجتماعی بر به حداکثر رساندن رضایت اجتماعی متمرکز است تا به حداکثر رساندن سود خود.

کیفیت کارآفرینی از خلاقیت است. کارآفرینان نه‌تنها فکر می‌کنند که باید آن‌ها را اجرا کنند، بلکه می‌دانند چگونه آن را پیاده‌سازی می‌کنند و در چشم‌انداز اجرای آن واقع‌گرایانه هستند.

تأثیر اجتماعی بر این موضوع تأکید دارد که آیا خود ایده می‌تواند بعد از رفتن بنیان‌گذار اصلی، تغییر ایجاد کند. اگر یک ایده ارزش ذاتی داشته باشد، زمانی که اجرا شود باعث تغییر خواهد شد، حتی بدون رهبری کاریزماتیک‌ترین کارآفرین. یکی از دلایلی که این کارآفرینان غیرمنطقی هستند این است که آن‌ها برای کاری که انجام می‌دهند مناسب نیستند. اغلب کارآفرینان مهارت‌های لازم برای اجرای ایده‌های خود را مطالعه نکرده‌اند. در عوض، آن‌ها تیمی از افراد واجد شرایط را به دور خود می‌آورند. این ایده است که این تیم را جذب می‌کند. فیبر اخلاقی نیز مهم است، زیرا رهبران که در حال تغییر جهان هستند، باید قابل‌اعتماد باشند.

کارآفرینی اجتماعی چه‌کارهایی انجام می‌دهد

کارآفرینی اجتماعی، جامعه را از تعادلی پایدار اما ذاتاً ناعادلانه به تعادلی پایدار جدید انتقال می‌دهد که موجب رهایی پتانسیل و کاهش درد و رنج در مقیاسی بزرگ می‌شود. کارآفرینان اجتماعی تلاش می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که ایده‌ها ریشه می‌گیرند و عملاً تفکر و رفتار مردم را در سراسر جامعه تغییر می‌دهند.

بنابراین تغییردهنده‌ی سیستم در حین رویارویی با مقاومت غضبناک گروهی که منافع مشترک دارند، باید بر بی‌تفاوتی، عادت، عدم درک و بی‌اعتقادی غلبه نماید. کارآفرینان اجتماعی نشان می‌دهند که چگونه این امر وقوع می‌یابد.

کارآفرینان اجتماعی باید توجه و سرمایه‌گذاری را جذب کنند، بر بی‌علاقگی و مخالفت فائق آیند، تغییر رفتار دهند و به اراده‌ی سیاسی مجهز باشند، مستمراً ایده را بهبود بخشند و مراقب تمامی جزئیات باشند. مهم نیست که تا چه مدت به طول بینجامد.

گروه‌های متمرکز بر کارآفرینی اجتماعی به چند دسته تقسیم می‌شوند

  1. شرکت‌های مبتنی بر جامعه: سازمان‌های مبتنی بر جامعه برپایه سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی باهدف مشارکت کل جامعه هستند. این شرکت‌ها بر اساس فرهنگ و سرمایه جامعهبه‌عنوان‌مثال، منابع داوطلبانه، تأمین مالی، کمک‌های مالی و غیره در جهت توانمندسازی شرکت و جامعه ایجاد می‌شوند.
  2. شرکت‌های مسئول اجتماعی: سازمان‌های مبتنی بر جامعه برپایه سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی باهدف مشارکت کل جامعه هستند. این شرکت‌ها بر اساس فرهنگ و سرمایه جامعهبه‌عنوان‌مثال، منابع داوطلبانه، تأمین مالی، کمک‌های مالی و غیره در جهت توانمندسازی شرکت و جامعه ایجاد می‌شوند.
  3. متخصصان صنعت خدمات اجتماعی: متخصصان خدمات اجتماعی مانند کارگران اجتماعی و پرستاران بهداشت عمومی در خدمات اجتماعی برای دولت یا سازمان غیرانتفاعی مشغول به کار هستند. آن‌ها هدف گسترش سرمایه اجتماعی برای افراد، جوامع و سازمان‌ها می‌باشند.
  4. شرکت‌های اجتماعی و اقتصادی:شرکت‌های اجتماعی و اقتصادی شامل شرکت‌هایی می‌شوند که درآمدشان را با اهداف غیرانتفاعی، مانند جستجوی تغییر اجتماعی برای جوامع، تعادل می‌کنند.
  5. شتابدهنده‌های کارآفرینی اجتماعی: جدای از این سازمان‌‌هایی که نام بردیم، سازمان‌هایی وجود دارند که بر توانمندسازی کارآفرینان اجتماعی تمرکز می‌کنند؛ آن‌ها یک پلتفرم برای اتصال این کارآفرینان اجتماعی با افراد دارای ذهن، مربیان و آژانس‌های سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کنند. آن‌ها به تقویت بیشتر و تقویت مدل کارآفرینی اجتماعی مختلف کمک می‌کنند.

پنج دلیل اهمیت کارآفرینی اجتماعی

  1. یک منبع الهام‌بخش برای تأثیر بر دیگران خواهد بود.
  2. به نیازهای مشتریان پاسخ خواهد داد.
  3. ایجاد روابط فراتر از اهداف اقتصادی: به اشتراک‌گذاری اطلاعات و منابع در میان جوامع می‌تواند برای گروه‌های اجتماعی مشابه از نقاط مختلف جهان سودمند باشد. به‌عنوان‌مثال، طرح‌های بین‌المللی بشردوستانه مانند تجارت عادلانه ثابت کرده‌اند که کارآفرینی اجتماعی نیز می‌تواند به ایجاد فرصت‌های شبکه‌ای بین دو یا چند کشور کمک کند و کسانی را که ازلحاظ اقتصادی و اجتماعی محروم هستند، تقویت کند.
  4. یک کسب‌وکار پاسخگوتر برای ایجاد ارزش اقتصادی و اجتماعی: این بخش با رشد سریع می‌تواند مشکلات اجتماعی را حل کند و از فرصت‌های بازار جدید بیش از کسب‌وکارهای سنتی بهره‌برداری کند.سازمان‌های اجتماعی تنها بر روی اولویت‌های دولت‌ها تکیه نمی‌کنند و به همین دلیل می‌توانند به مشکلات اجتماعی بیشتر پاسخ دهند.علاوه بر این، بسته به بودجه محدود مؤسسات رسمی، برآورده کردن نیازهای جامعه ما را آسان‌تر می‌کند.
  1. یک مأموریت اجتماعی برای ایجاد یک مکان بهتر.

کارآفرینی اجتماعی چگونه نگرش‌ها را تغییر می‌دهد

محمد یونس در توضیح علل فقر، اغلب افراد فقیر را به درخت بونسای تشبیه می‌کند. دانه درخت بونسای توانایی رشد کردن به‌اندازه‌ی یک درخت کامل را دارد ولی درصورتی‌که در یک گلدان کوچک کاشته شود، رشد او متوقف می‌شود. ازنظر یونس، انسانی که از تحصیلات یا فرصت‌های زندگی محروم می‌ماند، مانند درخت بونسای است. محدودیت از دانه نیست بلکه از گلدان است. یونس بارها تأکید کرده که بزرگ‌ترین چالش‌ زندگی‌اش تغییر نگرش‌ها نسبت به افراد فقیر، مؤسسات مالی و ماهیت سرمایه‌گذاری است که مانع رشد میلیون‌ها انسان در سراسر جهان شده است.

بزرگ‌ترین تغییر در نگرش که کارآفرینان امروز در تلاش برای انجام آن هستند، متقاعد کردن مردم دراین‌باره است که بزرگ‌ترین مشکلات جهان نیز قابل‌حل می‌باشند. همچنین در تلاش برای تغییر نگرش نسبت به توانایی‌های فردی می‌باشند.

افراد نوآور و خلاق نگرش‌ها را تغییر می‌دهند. آن‌ها به دنبال نکته‌های مثبت و سازنده هستند.

تمامی تغییرات امروزه وامدار انسان‌هایی هستند که روزی از شرایط راضی نبوده و به دنبال راه‌حل‌های بهتری می‌گشتند.

انسان‌هایی که فراتر از شرایط معمول می‌روند، سه ویژگی دارد: علاقه وافر به سؤالات ساده و حتی بچگانه است (چرا نباید به روستاییان وام داد یا چرا دانش‌آموزان به کلاس درس توجه نمی‌کنند)

دومین ویژگی بررسی و سؤال در مورد نگرش‌های جامعه و بازتاب نقش این نگرش‌ها در مؤسسات خود است (چطور نگرش ما درباره کودکان محله‌ی فقیرنشین، روش آموزش مدارس را تغییر می‌دهد) و

سومین ویژگی اصرار بر جستجو کردن و عزمی راسخ برای رسیدن به سرمنشأ برای دستیابی به درکی عمیق نسبت به مشکلات موجود است (روستاییان، دانش‌آموزان و والدین آن‌ها).

مدارس چگونه می‌توانند خاستگاه آفرینش نوآوران اجتماعی باشند

نویسندگان کتاب دانشمند کوچولو، مشاهده کرده‌اند که نوزادان و کودکان خردسال از سال‌های اولیه زندگی‌شان می‌اندیشیدند، نتیجه‌گیری می‌کنند، به دنبال توضیح می‌گردند و حتی دست به آزمون می‌زنند. کودکان بیشتر از آن چیزی که بزرگ‌ترها فکر می‌کنند، می‌دانند و درک می‌کنند. نوزادان در دو سال اولیه زندگی‌شان گام‌های فکری بسیار بزرگ و غیرعادی برمی‌دارند. رشد ذهنی کودکان به میزان زیادی طی چند سال کاهش می‌یابد. زمانی که کودکان وارد مدرسه می‌شوند، اشتیاق و کنجکاوی آن‌ها تحت تأثیر نیازهایی قرار می‌گیرد که توسط بزرگ‌سالان برای آموزش به آن‌ها دیکته می‌شود. بسیاری از کنجکاوی‌های فکری معقول کودکان با برچسب نامناسب، غیرقابل‌قبول یا بی‌ارزش از سوی بزرگ‌سالان سرکوب می‌شود. کودکان زمانی علاقه، توانایی و اعتمادبه‌نفس به دست می‌آورند که صادقانه متوجه شوند نظرات آن‌ها نیز مهم است.

ایجاد همدلی یکی از نقاط اصلی بهتر کردن شیوه آموزش است. چراکه انسان‌ها مجبور هستند با افرادی کار کنند که از فرهنگ‌هایی دیگر و باارزش‌هایی متفاوت آمده‌اند. همدلی مهارتی است که با تمرین ایجاد می‌شود. دانش‌آموزان می‌فهمند چگونه عواطف و تعاملات دوطرفه خود با همکلاسی‌هایشان به‌گونه‌ای مؤثر مدیریت کنند.

به‌منظور پرورش تغییر آفرینان در آینده، مدارس باید به دانش‌آموزان اطمینان دهد که:

  1. نظرات آن‌ها مهم هستند.
  2. سؤال پرسیدن و ابتکار عمل کار خوبی است.
  3. همکاری با دیگران کار جالبی است و
  4. اشتباه کردن بسیار بهتر از هرگز امتحان نکردن است.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *