بلیک مایکوسکی

بلیک مایکوسکی، کارآفرین، نویسنده و بشردوست آمریکایی است که به‌عنوان بنیان‌گذار و مدیر بخش کفشToms Shoes شناخته می‌شود. بلیک مایکوسکی 30 ساله، فارغ‌التحصیل رشته فلسفه و کسب‌وکار، ازجمله کارآفرینان جوان تگزاسی است که توانسته در همین 4 دهه زندگی‌اش ثروت چندمیلیونی با فروش کفش به دست آورد. او کسب‌وکارش را از آرژانتین آغاز کرده است.

وی در سال ۲۶اوت سال 1976، در تگزاس متولد شد. پدرش (Mike)، جراح ارتوپد و مادرش (Pam) نویسنده بود.

بلیک در سن ۱۰ سالگی تنیس بازی می‌کرد. پس از اولین حضور در مدرسه اسقفیArlington در آستین در سال 1995از دبیرستان سنت استفان (St.Stephen’s)فارغ‌التحصیل شد و در همان سال ۱۹۹۵ در دانشگاه متودیست جنوبی در رشته فلسفه و تجارت شرکت کرد.

مایکوسکی اولین کار خود را بانامEZ Laundry آغاز کرد.” EZ Laundry ” در ابتدا بر دانشگاه متودیست جنوبی (SMU) که هیچ خدمات تمیز کردن محوطه دانشگاه را نداشت، متمرکز بود و درنهایت بیش از ۴۰ نفر را استخدام کرد، به سه دانشگاه خدمات‌رسانی کرد و حدود ۱ میلیون دلار فروش داشت. مایکوسکی این شرکت را در سال 1999به شریک خود فروخت.

 

مسیر شغلی

پس از کالج، مایکوسکی به نامشویل (Nashville) نقل‌مکان کرد تا مایکوسکی رسانه، یک شرکت تبلیغاتی در فضای باز که عمدتاً بر موسیقی کشور بازاریابی شده بود را راه‌اندازی کند. این شرکت به‌سرعت سودآور شد و 9 ماه پس از عرضه آن توسطClear Channel خریداری شد.
در لس‌آنجلس، مایکوسکی شبکه مجازی مرکزی را با همکاری لارینامر، بنیان‌گذارE! (تلویزیون سرگرمی) و در سال 2003با طراحی برای پخش محتوای اصلی و اجرای مجدد برنامه‌های واقعیت، آغاز به کار کرد.

سپسمایکوسکیبا بنیان‌گذارانTrafficSchool.com همکاری کرد تاDriveWorld Direct را ایجاد کند که یک سرویس آموزش رانندگی آنلاین است که علاوه بر آن، رانندگی پشت چرخ خودروهای هیبریدی و ورزشی را نیز پیشنهاد می‌کند. او برای ترویج DriversEdDirect، گروه بازاریابی Closerرا تأسیس کرد، Closerیک شرکت بازاریابی وابسته به سانتا مونیکا که در توسعه برند و بازاریابی ویروسی تخصص داشت.

مایکوسکی در آخرین سفرش به آرژانتین، زنی را ملاقات کرد که داوطلبانه در یک سازمان خیریه کار می‌کرد. این زن برای بلیک توضیح داد که فقدان کفش‌های مناسب، نه‌تنها در آرژانتین بلکه در بسیاری از کشورها، کودکان را در معرض بیماری‌های مختلف قرار می‌دهد. این سازمان خیریه، فعالیت خود را روی اهدای کفش به نیازمندان متمرکز کرده بود، اما ازآنجاکه کفش‌ها را از اهداکنندگان دریافت می‌کرد، با محدودیت‌های زیادی مواجه بود. مثلاً‌ ممکن بود سایز کفش‌ها مطابق با نیازها نباشد. بلیک برای اولین بار از نزدیک شاهد درد و نیاز کودکان فقیر بود و تصمیم داشت برای حل این مشکل، قدمی بردارد.

یک دهه پیش، بلیک مایکوسکی در آخرین سفرش به آرژانتین، زنی را ملاقات کرد که داوطلبانه در یک سازمان خیریه کار می‌کرد. این زن برای بلیک توضیح داد که فقدان کفش‌های مناسب، نه‌تنها در آرژانتین بلکه در بسیاری از کشورها، کودکان را در معرض بیماری‌های مختلف قرار می‌دهد. این سازمان خیریه، فعالیت خود را روی اهدای کفش به نیازمندان متمرکز کرده بود، اما ازآنجاکه کفش‌ها را از اهداکنندگان دریافت می‌کرد، با محدودیت‌های زیادی مواجه بود؛ مثلا‌ ممکن بود سایز کفش‌ها مطابق با نیازها نباشد. بلیک برای اولین بار از نزدیک شاهد درد و نیاز کودکان فقیر بود و تصمیم داشت برای حل این مشکل، قدمی بردارد.

درنتیجه بلیک متوجه دو نکته‌ای شد که بعدتر برایش تجارت چند میلیون دلاری کفش را به ارمغان آورد. اولین نکته‌ای که نظرش را جلب کرد این بود که کودکان فقیری که پابرهنه و بدون کفش می‌دویدند و بازی می‌کردند، نه‌تنها در معرض ابتلا به بیماری بودند بلکه از رفتن به مدرسه در کشورشان هم محروم می‌ماندند چون برای نشستن در کلاس درس باید کفش به پا می‌داشتند. دومین نکته این بود که تقریباً همه‌کسانی که کفشی برای پوشیدن داشتند، از کشاورزان گرفته تا کافه‌نشین‌ها، کفش‌های بدون بندی از جنس کرباس به پا می‌کردند، کفش‌های سنتی که به‌شان ایپارگاتا می‌گفتند.

بلیک مایکوسکی، ابتدا تصمیم گرفت سازمان خیریه‌ای راه‌اندازی کند و از خانواده و دوستانش بخواهد به نیازمندان پول اهدا کنند‌ تا او بتواند کفش‌های مناسب را در سایزهای موردنیاز تهیه کند‌ اما متوجه شد که با این روش، یک منبع مالی نامطمئن و زودگذر در اختیار خواهد داشت. در مرحله‌‌ بعد، ایده‌‌ کارآفرینی به ذهنش خطور کرد. او این ایده را با معلم آرژانتینی، آلژو و دوستانش در میان گذاشت و گفت می‌خواهد یک کمپانی کفش آلپارگاتا تأسیس کند و به‌ازای فروش هر کفش، یک جفت کفش هم به کودکان نیازمند هدیه کند. انتخاب نام شرکت هم بر همین اساس صورت گرفت: “کفش‌های فردا یا “Tomorrow’s Shoesکه تامز، مخفف این نام است. در سال 2006زمانی که ۳۰ سالگی را پشت سر می‌گذاشت به کمک شریکش آلژو نیتی کار تولید کفش را با استفاده از کارگاه‌های کوچک تولیدی در آرژانتین آغاز کرد. او از آلژو خواست در این سفر همراهی‌اش کند، چراکه مطمئن بود برای راه‌اندازی شرکت، به یک مترجم نیاز خواهد داشت. به‌این‌ترتیب، گروه کوچک آن‌ها کم‌کم شکل گرفت.

گروه تامز، کارش را از انبار خانواده‌‌ آلژو آغاز کرد. آن‌ها هم‌زمان، تولیدکنندگان کفش‌های محلی را ملاقات کردند و امیدوار بودند کسی را پیدا کنند که به آن‌ها کمک کند. بلیک و آلژو برای سازندگان کفش به‌طور دقیق توضیح می‌دادند که چه می‌خواهند؛ یک کفش شبیه به آلپارگاتا که برای بازار آمریکا ساخته شود. این کفش، باید بادوام‌تر و راحت‌تر از نسخه‌‌ آرژانتینی، اما مطابق مد روز ساخته می‌شد تا برای مصرف‌کنندگانی که به مد توجه می‌کردند، نیز مناسب باشد. اغلب تولیدکنندگان، این ایده را یک شوخی بزرگ می‌دانستند، ولی سرانجام یک تولیدکننده‌ محلی به نام جوزی، پیشنهاد همکاری آن‌ها را پذیرفت. جوزی، مالک شرکتی بسیار کوچک بود که تعداد معدودی دستگاه و منابع تولیدی محدودی داشت. آن‌ها خیلی زود کارشان را شروع کردند و به‌مرور چندین صنعتگر دیگر نیز با آن‌ها وارد همکاری شدند. همه‌ اعضای گروه، در اتاق‌های کوچک و با چند دستگاه دوخت کار می‌کردند. برای این صنعتگران که نسل‌های پی‌درپی، کفش‌های مشابهی تولید کرده بودند، تغییر و اصلاح تولیدات، کار آسانی نبود. بااین‌حال، با اصرار و پشتکار بلیک و آلژو، کار ادامه پیدا کرد و آن‌ها موفق شدند ۲۵۰ جفت کفش به‌عنوان نمونه‌‌ اولیه کالا، تولید کنند. این کفش‌ها در سه کیسه‌ بزرگ جای شدند.

بلیک با کیسه‌های حاوی کفش‌های آلپارگاتای اصلاح‌شده، به لس‌آنجلس بازگشت اما مشکل اینجا بود که دقیقا نمی‌دانست چگونه باید کفش‌ها را توزیع کند. یکی از روزهای آخر هفته، بلیک کیسه‌ کفش‌ها را برداشت و به فروشگاه «امریکن رگ» رفت. این مغازه، یکی از معروف‌ترین فروشگاه‌هایی بود که دوستانش به او پیشنهاد کرده بودند. مالک فروشگاه، هرماه تعداد زیادی کفش را بررسی می‌کرد.او متوجه شد که تامز، تنها یک کفش نیست بلکه یک داستان است و او می‌تواند هر دوی این‌ها را بفروشد.

اتفاق بزرگ بعدی در راه بود. بوت مور، نویسنده مد مجله‌‌ لس‌آنجلس تایمز، داستان بلیک را شنیده بود و از این ماجرا خوشش آمده بود. مور قول داد که خیلی زود مطلبی در مورد آن بنویسد. هنوز یک هفته نگذشته بود که تامز، به تیتر یک مجلات تبدیل‌شده بود. پس‌ازاین بازتاب، تعداد سفارش‌ها در وب‌سایت شرکت به 2200 جفت کفش رسید که خبر خوبی برای کسب‌وکار گروه تامز بود‌ ولی مشکل بزرگ این بود که آن‌ها فقط ۱۶۰ جفت کفش آماده در اختیار داشتند و پیش‌ازاین، به مشتریان اعلام کرده بودند سفارش‌ها را در عرض ۴ روز تحویل می‌دهند. بلیک به‌سرعت یک آگهی استخدام کارورز را در اینترنت منتشر کرد و ۳‌ نفر از بهترین متقاضیان را استخدام كرد. سپس با مشتریان تماس گرفت تا به آن‌ها خبر بدهد سفارش‌ها دیرتر ارسال می‌شود.

در انتهای اولین تابستان بعد از آغاز کارش، بیش از ۱۰ هزار جفت کفش را به‌صورت آنلاین و از طریق عرضه درفروشگاه‌هایی مانند امریکن رگ در لس‌آنجلس فروخت. کفش‌های او را خریداران امروزه بانام تجاری تامز (TOMS) می‌شناسند.

شرکت تامز در سال 2007برای جلب‌توجه عمومی به موضوع فعالیت خود و تأثیر نداشتن کفش بر کودکان، برنامه‌ای به نام «یک روز بدون کفش» را ترتیب داد که از مردم می‌خواست یک روز از کفش استفاده نکنند. این برنامه مورد استقبالAOL و فلیکر و دیسکاوری قرار گرفت و آن‌گونه که بلیک بیان می‌کند، بیل گیتس او را برای کارش تشویق کرده و گفته بود که نداشتن کفش یکی از عوامل مهم در بیماری‌های کودکان است. حالا او که شرکت خودش را به قیمت ۵۰۰ هزار دلار فروخته و روی تامس سرمایه‌گذاری کرده بود، حمایت و همراهی عمومی را برای پیشبرد برنامه‌اش به همراه داشت. در سال 2011فعالیت‌های بلیک تا آن اندازه موردتوجه قرارگرفته بود که بیش از ۵۰۰ خرده‌فروش محصولاتش را عرضه می‌کردند و تامس موفق شد که به تولید عینک آفتابی در سال 2011بپردازد. به معنای کمک به ۴۰۰ هزار نفر است که نیازمند خدمات درمان بینایی و عینک یا جراحی‌های حیاتی بینایی بوده‌اند. این برنامه علاوه بر کمک به‌سلامت چشمان افراد، به حمایت پایدار از برنامه جامعه‌محور حفاظت از بینایی‌ و اشتغال‌زایی برای متخصصان (به‌ویژه زنان جوان) منجر شده و به برنامه‌های بنیادی آموزش سلامت چشم به مربیان و داوطلبان محلی بهداشت کمک کرده و در سال 2012هنگامی‌که توانسته بود بیش از ۲ میلیون جفت کفش را به کودکان کشورهای درحال‌توسعه هدیه کند، از طرف بنیاد ابتکارهای اخلاقی دانیل در دانشگاه نیومکزیکو به‌عنوان یک نمونه از کارآفرینی اجتماعی معرفی شد.  در سال 2015، تامس مجموعه تولید کیف را باهدف کمک به آموزش مراقبان ماهر زادو‌ولد و توزیع بسته‌های زایمان، شروع کرد. این بسته‌ها شامل اقلام ضروری حفظ سلامت کودکان در حال تولد است. این بسته حمایتی تا سال 2016برای ۲۵ هزار مادر عرضه‌شده و با خرید هر کیف، مشتریان تامس به زایمان سالم یک مادر و نیازهای نوزاد وی کمک می‌کنند.

بلیک می‌گوید که ما تا‌کنون با بیش از ۶۰ میلیون جفت کفشی که به کودکان نیازمند اهدا کرده‌ایم، بیش از ۶۰ میلیون درس فراگرفته‌ایم. از سال 2006که این فعالیت آغازشده مردم زیادی در این برنامه مشارکت کرده‌اند و همراهی آن‌ها به موسسه تامس اجازه داده که به این سقف از عرضه کفش به کودکان برسد. این موفقیت آن‌ها را به گروهی پیشتاز تبدیل کرده که حالا می‌توانند کفش‌های متنوعی را متناسب با فصل و موقعیت کودکان هدیه دهند. آن‌ها درعین‌حال با ایجاد مراکز تولید محلی موفق به ایجاد اشتغال در کشورهای محل فعالیت خود شده‌اند.

به همین ترتیب اینک تامس خدمات خود را در بیش از ۷۰ کشور ارائه می‌کند. آن‌ها محصولات خود را توسط سازمان‌های خدمات بشردوستانه و از طریق برنامه‌های توسعه جوامع محلی، به دست کودکان نیازمند می‌رسانند.  شرکت تامس در سال 2014اعلام کرد که بلیک قصد فروش بخشی از سهام خود را دارد و پس از فروش این سهام بود که گزارش منتشر‌شده رویترز نشان می‌داد ارزش این انتقال ۶۲۵ میلیون دلار بوده. بلیک همچنان ۵۰ درصد از سهام و پست «کفشدار اعظم» را حفظ کرده‌. طرح بلیک موسوم به «یکی برای یکی» بسیار ساده بود، اما تبدیل به یک الگوی قدرتمند تجاری برای اهداف بهداشت، آموزش، ایجاد فرصت‌های اقتصادی برای کودکان و جوامع مربوط به آن‌ها در سراسر دنیا شد.بلیک به‌این‌ترتیب نه‌تنها مستقیماً برنامه کمک به کودکان فاقد کفش در آرژانتین را دنبال کرد، بلکه نشان داد که می‌توان یک فعالیت تجاری را به برنامه کمک‌رسانی پیوند زد. در همین حال بلیک توجه کافی به حفظ ارزش‌ها و اهداف شرکت داشت تا آنجا که الگوی تجاری این شرکت توسط دانیل بینک به‌عنوان الگویی معرفی‌شده تا «به‌روشنی به حداکثر اهداف» برسد. در همان حال که تامس در حال فروش محصول و عرضه طرح اجتماعی خود به مشتریان است، مصرف‌کنندگان باخرید کفش تبدیل به افراد خیر می‌شوند. این الگو همچنین توسط برخی دیگر از افراد «سرمایه‌داری حمایتگرانِ» نامیده شده. بخشی از موفقیت تامس در کسب چنین عناوینی به این دلیل است که عرضه کمک را قبل از کسب درآمد به الگوی تجاری خود پیوند زده و به‌این‌ترتیب خدمات حمایتی را به‌عنوان بخشی از الگوی تجاری خود و جنبه‌ای از تولید درآمد قرار داده.

 

مدل کسب‌وکار یکی برای یکی

مدل کسب‌وکارتامزبه‌عنوان مدل “برای یک مفهوم” شناخته‌شده است، که اشاره به وعده شرکت برای ارائه یک جفت کفش آزاد به کودکان و افرادی که نیازمند دارد. کشورهای تحت پوشش شامل آرژانتین، اتیوپی، گواتمالا، هائیتی، مکزیک، رواندا، آفریقای جنوبی و ایالات‌متحده هستند. کسب‌وکار فراتر از تولید کفش رفته و شامل ارائه عینک و پوشاک در خطوط تولیدنیزاست. این شرکت برای فروش بیشتر محصولات خود از تبلیغات دهان‌به‌دهان استفاده می‌کند و تمرکز خود را بر روی مسئولیت اجتماعی گذاشته است. بخشی از این مدل در ابتدا یک بازوی غیرانتفاعی به نام”Friends of Toms” بود که داوطلبان را برای کمک به توزیع کفش در کشورهای خارجی استخدام کرد. تامز علامت “یکی برای یکی” را برای توصیف مدل کسب‌وکار خودش معرفی کرد. انتقادی که بر این مدل واردشده این است که اظهار داشتند مدل تامزطراحی‌شده است تا مشتریان به‌جای اینکه از علل فقر محروم شوند، احساس خوبی داشته باشند. تامز در حال حاضر کفش‌های خود را در کنیا، هند، اتیوپی و هائیتی تولید می‌کند.

 دلیل اصلی موفقیت فروش این برند ایده انسان‌ دوستانه‌ای بود که در آگهی‌های کفش تامز قرار گرفت: «یک جفت کفش بخر، یک جفت هدیه بگیر».ایده‌ای که قرار بود به کودکان پابرهنه آرژانتینی کمک کند و هم‌زمان انگیزه مشتریان را برای انتخاب این برند بیشتر کند. ایده «یک در ازای یک» بعدتر در تولید و فروش محصولات دیگری هم به کار رفت. در سال‌های اخیر این شرکت از شعار معروف تبلیغاتی‌اش برای فروش و هم‌زمان اهدای محصولات دیگری ازجمله عینک، قهوه و کیف هم استفاده کرده است. بلیک از سال 2014بودجه‌ای هم برای کمک به کارآفرینان در نظر گرفته است تا از نسل‌های بعدی شرکت‌هایی مانند تامز حمایت کند. تاکنون او در 15 شرکت با ایده‌های کسب‌وکار در راستای حل مشکلات اجتماعی سرمایه‌گذاری کرده است. او در سال 2015از کار اجرایی‌اش به‌عنوان مدیرعامل تامز کناره گرفت.

او در سال 2009در همایشی از سوی بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت امریکا این‌گونه معرفی شد: «یکی از جالب‌ترین کارآفرینانی که تاکنون ملاقات کرده‌ام. جوانی و ایده‌های خلاق کسب‌وکارش سبب شد که از سوی رسانه‌ها و چهره‌های مختلف به‌عنوان یک نمونه نام‌برده شود».

او اهل سفر و کتاب است. خودش هم پس از چند سالی که از کار شرکت تامز گذشت داستان ایده و آغاز به کار تامز را تبدیل به کتاب کرد. کتاب در پاییز سال 2011به چاپ رسید و در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت.

نشریه فورچون با بلیک مایکوسکی در خصوص کسب‌وکاری که باعث شد نامش در میان «۴۰ فرد موفق زیر ۴۰ سال» این نشریه قرار بگیرد گفت‌وگو کرده است که بخش‌هایی از آن را در اینجا می‌خوانید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *