شرکت تامز در سال 2006 توسط بلیک مایکوسی در کالیفرنیا راه‌اندازی شد. این شرکت که در زمینه تولید و طراحی کیف و کفش و عینک و قهوه فعالیت می‌کند فقط یک برند پرفروش نیست بلکه مدلی موفق برای مطالعه در زمینه کارآفرینی اجتماعیست. داستان این برند از زمانی آغاز می‌شود که بلیک مایکوسی طی سفری به آرژانتین با کودکان فقیری آشنا شد که دچار بیماری‌های گوناگونی به علت نداشتن کفش می‌شدند. ایده اصلی تأسیس شرکت تامز در همانجا شکل گرفت و بلیک تصمیم گرفت شرکتی ایجاد کند که بتواند علاوه بر سودآوری و فروش به کودکان نیازمند هم کمک کند. طرح بلیک که بعدها با شعار «one for one» معروف شد به این معنی بود که برای هر محصولی که از شرکت تامز خریداری شود، تامز به یک فرد نیازمند کمک می‌کند.

برای آشنایی بیشتر با بلیک مایکوسکی اینجا کلیک کنید.

نشریه فورچون با بلیک مایکوسکی در خصوص کسب‌وکاری که باعث شد نامش در میان «۴۰ فرد موفق زیر ۴۰ سال» این نشریه قرار بگیرد گفت‌وگو کرده است که بخش‌هایی از آن را در زیر میخوانید:

شرکت تامز در 10 سال گذشته چه تغییراتی داشته است؟

وقتی در سال 2006 این شرکت را تاسیس کردم اصلا به آن به چشم تجارت نگاه نمی‌کردم، نگاهم این بود که مشغول انجام یک پروژه سرگرم‌کننده هستم. اما در عرض ۱۰ سال این نام به اندازه برندهای بزرگی مانند نایک و کانورس شناخته شده است. این نشان می‌دهد که آدم‌ها عاشق ایده «یک در ازای یک» شده‌اند. مشتریان محصولی را می‌خرند و هم‌زمان می‌دانند که دارند به یک نفر دیگر کمک می‌کنند. ما بر همین اساس ایده فروش عینک را هم اجرایی کردیم و با آغاز این پروژه به ۵۰۰ هزار نفر از کسانی که نیازمند عینک بودند بینایی هدیه دادیم. بعد به پروژه فروش قهوه رسیدیم که در ازای فروش قهوه، آب آشامیدنی در مناطق نیازمند در دسترس مردم قرار گرفت و حالا ده‌ها هزار نفر از آنها آب آشامیدنی سالم می‌نوشند. سال گذشته تولید کیف هم به زنجیره کاری ما اضافه شد، ایده در این بخش این بود که به ازای فروش کیف‌ها و کوله‌پشتی‌های کرباسی، بسته‌های بهداشتی و مجهز در اختیار مادرانی قرار بگیرد که فرزندانشان را در خانه به دنیا می‌آورند. با این ایده‌ها بود که توانستیم به هدفی بسیار فراتر از تاسیس شرکت فروش کفش دست پیدا کنیم. با این حال این را هم بگویم که تولید کفش‌های تامز هنوز در ابتدای راه است و می‌تواند سه یا پنج برابر حال حاضر رشد کند.

چه‌چیز باعث شد که نام تامز تبدیل به آیکون شود؟

شعار «یک در ازای یک» شعار ساده‌ای بود که هم تبلیغ تجاری بود و هم پیام اجتماعی روشنی داشت. علاوه بر این، کفش‌هایی که تولید کردیم خیلی ساده بودند، دو تکه کرباس و یک کفی، نه بند کفش در کار بود و نه پیچیدگی تولیدی داشت، کفش‌های تختی که در ضمن با کفش‌های دیگر متفاوت بودند و به چشم می‌آمدند. همه اینها عواملی است که سبب زیبایی یک محصول می‌شود و می‌تواند آن را تبدیل به آیکون کند. وقتی چنین کفشی را ببینی و بدانی با خرید آن یک فرد هم در یک جای دیگر صاحب کفش می‌شود، خیلی زود ترغیب به خرید می‌شوی. وقتی کار را با ایده فروش یک جفت کفش و اهدای یک جفت کفش شروع کردیم، بقیه فکر کردند به سرمان زده! بسیاری از همکارانم در حوزه کسب‌وکار می‌گفتند که از این راه نمی‌شود پول درآورد، حالا ۱۰۰ شرکت با همین ایده وجود دارند. این ایده تبدیل به مدل تازه‌ای از کسب‌وکار شد. هر روز آدم‌های بیشتری به سمت کارآفرینی اجتماعی می‌روند، آدم‌ها فقط به دنبال چک حقوق آخر ماه نیستند، دوست دارند برای کار اشتیاق داشته باشند و چنین ایده‌ای انگیزه بالایی در محیط کار ایجاد می‌کند و به کار معنا می‌دهد.

چرا در سال 2015 از مقام مدیرعاملی کناره گرفتید؟

من هیچ وقت دلم نمی‌خواست مدیرعامل شرکت باشم، این کار را کردم چون چاره دیگری نبود، یک نفر باید این مسئولیت را به عهده می‌گرفت، اما از اول می‌دانستم که این جایگاه با مهارت‌‌های من همخوانی ندارد. وقتی مدیرعامل جدید شرکت را معرفی کردیم، یکی از بهترین روزها در تاریخ تامز بود، چون سرانجام می‌دانستیم کسی در این جایگاه قرار گرفته که توان رهبری روز به روز کار را دارد و می‌تواند شرکت را اداره کند و این موضوع به من اجازه می‌دهد تا بر روی کارها و مهارت‌هایی که در آنها خوب هستم تمرکز کنم. برای بسیاری از کارآفرینان این تصمیم، تصمیم مهمی است، خیلی‌ها از اینکه از این سمت کناره می‌گیرند پشیمان می‌شوند اما من همیشه به دنبال پیدا کردن یک مدیرعامل خوب بودم. حالا فرصت دارم تا به جای دغدغه‌های مدیریتی در حوزه بازاریابی و اهدای محصولات به جوامع مورد نیاز متمرکز شوم، این کاری است که هم در آن مهارت دارم و هم انگیزه. موسس خوب بودن و مدیرعامل خوب بودن دو موضوع کاملا متفاوت هستند، من موسس بهتری بودم. مدیرعامل باید از نزدیک بر کارها نظارت کند در حالی که من ترجیح می‌دهم هم به دیگران فضا بدهم و هم خودم فضای آزادتری داشته باشم.

در مورد بودجه‌ای که برای کارآفرینی اجتماعی در نظر گرفته‌اید هم توضیح می‌دهید؟

این کار به من اجازه داد تا بر نسل آینده کارآفرینان اجتماعی سرمایه‌گذاری کنم، تاکنون ۱۵ مورد سرمایه‌گذاری انجام شده و خیلی جالب است که همراه کسانی شده‌ام که در حال طی مسیری هستند که من ۱۰ سال پیش طی کردم. به عنوان مثال شرکت آرت لیفتینگ، واقعا دستاوردهای خوبی داشته، آنها متوجه شدند که برخی بی‌خانمان‌ها، استعداد هنری دارند و برای اولین بار گالری مخصوص نمایش آثار هنری آنها را تاسیس کردند. ما از سرمایه‌گذاران اولیه در شرکت آندلا هم بودیم، شرکتی که در حال ایجاد شغل در حوزه تکنولوژی در مناطق روستایی افریقا است. کار این شرکت ابعاد بسیار وسیعی پیدا کرد و حالا سرمایه‌‌گذاران بزرگی مانند مارک زوکربرگ را هم جذب کرده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *